اين روزهاكه روزهاي اعزام هست امار بازديد سايت زياد شده .. از اونجايي كه ميخواستم تاريخهاي قديمي اول ديده بشه و نتونستم .. بنابر اين كل مطالب رو يكجا تكرار ميكنم ..
موفق باشيد
==============================================================
سلام
بالاخره ما هم وبلاگ دار شديم !!
البته اگر تا حالا نداشتم علتش عدم وجود انگيزه بوده نه چيز ديگري
ولي با شروع دوره سربازي و مواردي كه ديدم و فهميدم اين انگيزه در من ايجاد شد تا نكاتي كه براي سربازها مهم هست رو بنويسم
البته من خودم از يك وب كه در جئوسيتي بود نكاتي ياد گرفتم ولي چون فعلا بسته شده و در ضمن قديمي هم شده خواستم تا خودم اين مطالب رو جمع كنم و خدمت دوستان ارائه كنم
متاسفانه تا 10 -15 روز آينده امكان اضافه كردن چيزي نيست ولي سعي ميكنم مطالب رو دسته بندي و به سرعت اضافه كنم.
تنها چيزي كه الان مينويسم تا دير نشه بحث امريه هست :
دوستان دفترچه پستيشون را طوري پست كنن كه 20 روز بعد كه جوابش مياد حدود يك هفته مونده باشه تا شروع برجهاي زوج يعني سعي كنيد اول برجهاي فرد مثل اول مرداد پست كنيد كه حدود 27 مرداد جوابش بياد
با اين كار 2 ماه كامل مهلت خواهيد داشت تا اول برج زوج بعدي يعني 2 آبان
با اين حساب هر جايي كه برين مهلت كافي براي مكاتبات و كاغذ بازيهاشون دارن
البته سعي كنيد قبل از اين كه دفترچه تان بياد خودتون بريد و با چند جا صحبت كنيد و قرارمدارتون رو بزاريد
موفق باشيد.
شروع
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت 7:40 شماره پست: 3
سلام
من برگشتم ! از كجا ؟ معلومه ديگه دوره آموزشي.
حالا ميخوام تجربياتم را در اختيار دوستاني بگذارم كه زمان سربازي و نحوه استفاده از اون براشون مهم هست
در پست بعدي لوازمي كه بايد برده بشه را مي نويسم.
موفق باشيد
وسايل مورد نياز در سربازي
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت 11:31 شماره پست: 4
خوب الان ميخوام وسايلي كه در طي سربازي مخصوصا روزهاي اول نياز داريد بنويسم
البته من بر مبناي سربازي در سپاه ميگم ولي فكر در ارتش هم بايد اينطور باشد
اگر نيروي زميني هستيد يا امريه مراكز دولتي در هر دو حال يك سري تجهيزات به شما تعلق ميگره كه اگر مركز آموزش شما زرنگ باشه و خوب عمل كنه در همون ساعت اول بايد تحويل بگيريد.
تجهيزاتي كه به شما ميدهند اغلام زير است:
1- پتو 2- ملحفه 3- روبالشي 4- خميرداندان و مسواك 5- پوتين 6- صابون و شامپو 7- لباس خاكي 8- كمربند و قلاب 9- اتيكت و علائم سربازي
البته براي نيروي زمين اقلام و تعداد بيشتر است كه شامل موارد زير هم ميشود.:
10- گرمكن 11- واكس و برس 12- اوركت 13- شورت و زيرپوش و جوراب و دستكش و كلاه14- جانماز و قرآن 15- حوله حمام 16- دمپايي
اما با اين حال وسايلي هست كه بايد خودتان تهيه كنيد مثل:
1- قفل درب كمد و ساك 2- كش براي پاچه شلوار
مواردي هم هست كه پيشنهاد ميشه داشته باشيد مثل:
بردن اغذيه خشك مثل توت و خرما
پودر شربت نمك و ادويه اي كه دوست داريد
دارو با توجه به فصل كه شامل قرصهاي سرما خوردگي- سردرد - اسهال - يبوست -و ..
سعي كنيد از يك دستمال يا چفيه استفاده كنيد چون اگر بقيه سرما بخورند ميتوانيد جلوي دهان خود بگيريد كه ويروس كمتري وارد سينه شما شود يا هنگام گرما با خيس كردنش خودتون را خنك كنيد و ..
قوطي هاي كوچك و بزرك پلاستيكي براي نگهداري مواد هم بد نيست
البته الان ديگه اكثر پادگانها بوفه دارن و تو بوفه مواد لازم رو ميفروشن ولي اغلام خاص نه
توصيه اي كه خيلي لازم ميدونم خارج از نوبت بكنم اينه كه حتما رعايت نظافت رو بكنيد و بقيه را هم مجبور كنيد چون وقتي 100 نفر دور هم جمع ميشن اگر هر كسي بيمار بشه همرو بيمار ميكنه . الان هم كه تابستون هست يكي كه آشغال بريزه سريع پشه و مكس از سر و كلتون بالا ميره
اگر كسي بتونه اسفند دود كن برقي ببره يا عود هاي ضد عفوني كننده استفاده كنه خيلي خوبه
در مورد لباس شخصي هم من پيشنهاد ميكنم اين 2 ماه قيدش رو بزنيد هم جاتون بازتره هم دردسر كمتر دارين
اين دوره فرصت خوبي براي شناخت خود و جامعه براي شما هست اگر بتوانيد از اين خاصيت و ويژگي استفاده كنيد حداكثر استفاده رو برديد
موفق و پيروز و سعاتمند باشيد
ورود به پادگان
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ساعت 15:13 شماره پست: 5
خب الان كه پذيرش اين دوره تمام شده ولي ميگم براي دوره هاي بعد
به طور كلي ديپلم 18 ماه
فوق ديپلم 1 ماه زوج
ليسانس 2 ماه زوج
فوق و دكترا 3 ماه زوج اعزام ميشن
ولي اصولا تا 5 هم اگر رفتين و افتتاحيه رو برگزار نكرده باشن پذيرش ميشين ولي حتما كلي الافتون ميكنن كه حساب كار دستتون بياد
بعد از پذيرش كه برگ سفيد را بهتون ميدن داشته باشيد براي 2 ماه بعد لازم ميشه
ميرين كه تقسيم بشين در گردانها و گروهانها سعي ميكنن كه همشهرياها رو با هم بندازن و همچنين فوقها چون فوق و دكتراي عمومي 6 هفته آموزشي دارن ولي ليسانس 8 هفته و ديپلم 12 هفته
خيلي دست شما نيست كه كجا ميوفتين ولي اگر از كسي تونستيد بپرسيد كدام گردان بهتره و توانستيد قاطي بچه هاي اون گردان بشين شايد تونسته باشيد زرنگي كنيد
همون روز اول بايد تجهيزتون كنن و لباس و ظرف بهتون بدن و سعي ميكنن اگر بيكار مونديد تمرين رژه بكنيد در واقع صف جمع و اداب نظامي رو تمرين كنيد
سعي كنيد دوستهاي هم قد پيدا كنيد كه كنار هم بيفتيد و فكر كنم اگر شمارتون فرد باشه تخت زير باشين
اونهايي كه زير هستن هوا بهتره مخصوصا در تابستان يا هر شرايطي كه آسايشگاه اكسيژن كم داشته باشه
فعلا موفق باشيد تا ببينم چيكارتون كنم
پيشنهاد
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ساعت 15:27 شماره پست: 10
سلام
دوستاني كه مايلند مطلب خاصي در مورد سربازي گفته بشه ايميل بزنن با نظر بدن با اقدام بشه
موفق باشيد
داوطلب در گرفتن مسئوليت
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ساعت 21:35 شماره پست: 11
بازم اومدم تجربيات گرانبهام رو در اختيارتون بزارم
لابد ميگيد چقدر به خودش مينازه . ما اينيم ديگه مخصوصا در اين مورد كه الان ميخوام بگم
اما بعد از گروهان بندي از بين شما ميخوان چند نفر رو انتخاب كنن به عنوانهاي زير
1- ارشد
2- آمار
3- منشي
4- نظافت
اين افراد اگر زرنگ و پر رو باشند ميتونن كاري كنن كه نه سر كلاس برن و نه رژه ولي بي دردسر و راحتترين كار منشي گري هست
منشي به طور رسمي نه كلاس ميره و نه هي كاري جز كارهاي دفتري انجام ميده
ارشد اگر زرنگ باشه ميتونه كارهاش رو كه زياد هم سخت نيست به گردن ديگران بندازه مهمترين نكته اي كه يك ارشد بايد بتونه عمل بكنه جربزه داشتن هست يعني بتونه همه رو وقتي ميگن به بهترين و سريعترين حالت به خط كنه و از جايي به جايي منتقل كنه اگر اين كار رو كرد ديگه غمي نداره ولي اگر شل بازي در بياره از بالا اذيتش ميكنن و اگر هم بخواد الكي بچه ها رو اذيت كنه من تضميني روي حالش بهشت نميدم
اما آمار كه ديگه فقط يك كاغذ دستشه و فقط شماره ميشمره هيچ كاري نداره اين هم اگر لياقت داشته باشه جانشين ارشد ميشه
كار نظافت انصافا بيشتر هست چون بايد اين بچه ها رو هر هر دفعه ليست كنه كه كي امروز نوبت نظافتش هست و كارها رو هم بچرخونه كه يك نفر چند بار كار سخت بهش نيفته و البته هميشه سرش غر ميزنن كه چرا اون يكي كار نكرد و چرا فلاني كه همشهريت هست .. خلاصه اين هم اگر جربزه نداشته باشه كلاش پس معركه هست
نفر اخر هم كه دژبان هست كار زيادي نداره بيدار كردن بچه ها و كمك به ارشد كار زيادي نيست
اما از من ميشنوين هيچ پستي قبول نكنين مثل يك بچه معمولي برين هر كاري نوبتون شد انجام بدين عوضش پنج شش روز بيكارين يك روز 2 ساعت كار ميكنين در حالي كه اين 4 - 5 نفر هميشه بايد يك كاري بكنن ولي در عوض رژه و كلاسها رو ميتونن كمي دو در كنن
يك نصيحت ديگه اي كه دوستم قبل از خدمت به من كرد اين كه
اگر طي دوران خدمت مخصوصا آموزشي گفتن كي داوطلب ميشه ببريمش بهشت بيخيال بشين اگر گفتن چند روز مرخصي ميديم و حال ميديم باور نكنين اگر هم گفتن ميكشيمتون و تجديد دوره ميكنيم اگر كاري نكرديد اصلا جدي نگيريد از يك گوش در و يك گوش دروازه راحت راحت زندگيتون رو بكنيد
فعلا من برم شام دير شد
موفق باشيد
سخت يا آسون
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 ساعت 22:47 شماره پست: 12
بازم سالم
اينبار ميخوام كمي در مورد چگونگي طي كردن زمان در سربازي براتون بگم
طرز فكرها و در نتيجه رفتارهاي مختلفي در اين باره هست بعضي ها اين مدت را كاملا الافي ميدونن و بعضي ها نه و لي در هر حال آدم عاقل اوني هست كه در هر شرايطي بهترين استفاده رو ببره
يك سري از بچه ها چون اين دوره را الافي ميدونن سعي ميكنن اصلا در هيچ كاري هماهنگي و همكاري نداشته باشن ولي گروه دوم سعي مكنن ببين در موقعيتهاي مختلفي چه چيزهايي ميتونن ياد بگيرن و البته گروه سومي هم هستند كه به هيچ طرفي تمايل ندارن .. ميان .. ميرن
به نظر من اين دوره با اينكه وقت تلف كردنش زياده ولي خيلي چيزها ميشه ازش ياد گرفت مخصوصا 2 ماه اول كه آموزشي هست و كاملا در بند
حداقل مطلبي كه ارزش داره ادم بهش توجه كنه ارتباط با اقوام مختلف و فرهنگهاي مختلفي هست كه از تمام شهرها دور هم جمع ميشن واقعا طي اين دوره ميشه فهميد كه ما كجاييم و طرز فكر بقيه چيه
سختيها و شيرينهاي اين دوره هم واقعا ارزشمند هست الان كه فكرش رو ميكنم دلم داره يواش يواش براي دوستيها و دعواهاش تنگ ميشه
تنها پيشنهادم اينه كه سعي كنيد از اين زمان به نفع خودتون و دوستانتون بهترين استفاده ها رو ببريد
موفق باشيد
دوستي
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت 14:37 شماره پست: 13
خب باز دو هفته غيبت كردم تنبلي ميكنم و موضوع خاصي هم قشنگ برام جا نميافته كه بنويسم
اين دفعه ميخوام در مورد ارتباطهاي دوران آموزشي كمي بگم
به نظر من يكي از مهمترين و اصلي ترين آموزشهايي كه طي سربازي مخصوصا دوران آموزشي انجام ميشده همين نحوه ارتباط با هم سن و سالهاي خودمون هست.
وقتي وارد يك محيط ميشيم كه چند هزار نفر آدم هست و دور و برت حداقل 100 نفر ميچرخن بايد بتوني گفتار و رفتار و كنترل كنيم وگرنه دچار دردسر ميشيم. ممكنه از 100 نفري كه كنارت هستند 80 نفرشون حتي نتونن به راحتي با شما ارتباط معمولي بر قرار كنن يعني نتونمن مفاهيم و منظورمون راحت انتقال بديم.
بايد طوري رفتار كني كه نه خودت اذيت بشي و نه ديگران نه باعث عقب افتادگي گروه بشيم.
همكاري ها و حرف و حديث هاي زيادي هست كه بايد تجربه بشه تا درك بشه. ولي اگر بخواهيم و قصدمون را بر همكاري و شادزيستي بزاريم اين دوستيها و دوران به بهترين اردوي زندگي آدم تبديل ميشه.
واقعا حل مشكلات و سختيها با همكاري و لبخند بسيار سريعتر و زيباتر از لجاجت و اعصاب خوردي خودمون و ديگران هست.
ببخشيد ديگه سعي ميكنم زود تر بيام مخصوصا كه ميان دوره هم نزديكه !!!
ميان دوره
نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385 ساعت 9:44 شماره پست: 14
از هفته اول كه آموزشي شروع ميشه يك سري از بچه ها هي تو دهنشون ميچرخه ميان دوره كي هست هي شايعه پراكني و ... در حالي كه به طور سربسته به ما همون روز اول گفتن ولي اين خنگها حتما بايد مكتوب بهشون ميگفتي تا حرف نزنن ديگه.
اقا ميان دوره اگر باشه كه هست اكثر اوقات ترجيحا با يك تعطيلاتي ميندازن كه زمانش زياد بشه مثلا 4 روز مرخصي ميدن با پنج شنبه جمعه و يك روز تعطيلي ديگه كه حداقل 7 روز بشه اگر هم ندادن كه مهم نيست اگر دوستي كه گفتم رو خوب بسازيد ديگه نگراني براي ميان دوره نيست.
اما حواستون باشه كه براي رفتن ميان دوره چون بدو بدو ميشه عجله نكنيد ملافه و وسايل حمام و كلا هر چيزي كه بايد خوب شسته بشه رو مرتب كنيد و ببريد خونه .
يك ليست هم بنويسيد كه چه چيزهايي كم داشتيد و چه وسايلي اضافه هست.اگر خيلي چيزي به فكرتون نميرسه از ديگران هم مشاوره بگيريد.
از ميان دوره هم سعي نكنيد به عنوان بخور بخواب استفاده كنيد چون دوباره اذيت ميشيد وقتي قرار بشه از سحر تا شب بدوييد.
به كارهاي مفيد و ضروري تون برسيد
موفق باشيد
صهيونيسم
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 22:31 شماره پست: 15
چه ربطي داره؟ موضوع ما كه درباره خدمت سربازيه به صهيونيسم و اسرائيل ديگه چيكار داري!!
اين حرف رو اگر من درست زده باشم يعني كه بيست و چند سال زندگي و 2 سال خدمت سربازي كلا الاف بوديم!!
چرا؟
براي اينكه نه فهميديم كه براي چي زندگي ميكنيم. حق چيه ، دوست كيه ، دشمن كيه و براي چي دشمن شده
آيا وقتي در طي مقاطع تحصيلي دبستان به بالا و حتي قبل از اون اين صهيونيسم ها بچه هايي رو تربيت ميكنن كه فقط قوم خودشون رو آدم ميدونن و به واقع بقيه رو حيوانهاي آدم نما . ربطي نداره .
نبايد ما بدونيم كه كيه كه از همه بيشتر تو هر سوراخي چوب ميكنه و قتل و غارت جزء افتخاراتش هست نبايد بدونيم كه اين همه ترور در نقاط حساس مربوط به مسلمانان انجام ميشه سر منشا در كجا داره
آيا با اين همه سكوت و دست روي دست گزاشتن تا اينكه به ما بگن بچه خوب كاري از پيش خواهيم برد.
چقدر ما خنگ و كودنيم بيش از يك ميليارد مسلمان، نه ، بيش از 6 ميليارد آدم نميتونن حريف چند ميليون صهيونيسم و دار و دستشون بشيم چرا براي اينكه فكر ميكنيم كار سختيه .. بخشيد اشتباه گفتم براي اينكه اصلا فكر نميكنيم!!
براي اينكه وقتي ميريم جنس بخريم اصلا كاري نداريم پولش به جيب كي ميره
براي اينكه وقتي حرف ميزنيم كاري نداريم دودش تو چشم كي ميره
حالا ربطش به موضوع ما
اين سپاه و ارتش با اين همه ادعا در مورد دشمن 4 جلسه كلاس مدون طي اين 2 سال خدمت نميزارن كه حقيقت اين رژيم و رژيمهاي مشابه رو مو شكافانه نه بلكه روان و صادقانه به اين همه بچه كه روز و شبشون رو طي ميكنن ياد بده
وقتي هم كه ميگيم ميگن امكانات نيست ، نميشه ، پشتيباني نميكنن تازه اينها خوباش بودن اون شجاعاشون كه ميگن كار سياسي نبايد كرد
مكه ميشه اصلا كاري سياسي براي آدمي زاده ، اوني كه بده رذالته نه سياست
تو دهنها انداختن نظام چرا نداره
فكر كنم و فكر كردن رو ياد بديم
كمي هم غيرت داشته باشيم از اين حزب ا.. كه با هيچي جلوي اين ترسوهاي ظالم رو گرفته خجالت بكشيم
يا حق
حزب الله پیروز شد
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 6:33 شماره پست: 16
سلام
تبریک به دوستان بخاطر مقاومت و پیروزی گروهی نسبتا کوچک بدون کمک دول عربی اگر این مردم مخصوصا عربها کمی تکنیک و تاکتیک برخورد با دشمن را از حزب الله یاد بگیرن و بفهمن که اتحاد سرمنشائ همه پیروزیهاست چقدر خوب میشد
درسته شهدا زیاد بودن و قطع نامه هم چیز زیادی به حزب الله لبنان نخواهد داد ولی این مقاومت و این بت شکنی که حزب الله از اسرائیل انجام داد ستودنی و بسیار تاثیر گذار خواهد بود .
حالا فکر نکنین صهیونیست ها رفتن خونشون نشستن اونها فهمیدن که هنوز کم کار میکنن و باید در جنگ فرهنگی اول پیروزیشون رو محکم کنن اول باید تو دل ما و مسلمان ها رو خالی کنن بعد یک همه ساده دخل همه رو میاره
اما بدونید که خدا میگه شما اونها رو متحد میبیند در حالی که در بین خودشون تفرقه بسیار شدیدی وجود داره و ما با وجود عوامل مختلف اتحاد و پیشرفت مادی معنوی - فرهنگی علمی و قدرتی واقعا جای تعجب داره از اینکه عقب میمونیم
یک بنده خدایی راست میگفت عقب افتادگی دنیا بخاطر رابطه ما و دین هست! یعنی چی یعنی اینکه غربیها از دین تحریف شدشون دست برداشتن پیشرفت کردن ما هم به دین پیشرفتمون عمل نمیکنیم عقب افتادیم .
حقیقتا با این همه دستور در مورد نظم و کار و علم و کمک و... چطور ممکنه ما ... ولش کن سرم درد میگیره خدا کمک کنه من خوب باشم بقیه رو خدا کمک کنه.
موفق باشید نظر هم ندید که زیاد ننویسم
تقسيم
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385 ساعت 22:28 شماره پست: 17
بازم غيبت صغري داشتم چه فرقي ميكنه وقتي نظر نميدن يا شايدم كسي نمياد اينجا اصلا
اما به هر حال من سعي ميكنم كم كم پيش برم
يكي دو هفته آخر دوره آموزشي همه حول و هواي تقسيم دارن البته همه نيروهايي كه امريه و معلم و جهادي نيستن همش دور بر سرهنگهاي قسمت اداري ميرچرخن تا شايد بتونن براي خودشون پارتي جور كنن
اما به نظر من كه بزرگترين پارتي خداست ازش بخواهيد قول بديد ببينيد چطوري كمكتون ميكنه
تو تقسيم اولويت اول نياز واحدهاي مختلف هست كه البته چيز منطقي نيست چون ميكن مهندس ميخوان ولي ميزارنش بليط پاره كنه يا دفتر خونه بشينه ولي اين گزينه اول هست بعدش استان محل زندگي هست يعني اگر استان محل زندگي شما به شما نياز داشته باشه و سرباز زياد نباشه شما دور و بر شهر خودتون خواهيد بود در غير اينصورت استانهاي همجوار ولي استثنا زياده
شهر هاي بزرگ كه پادگان زياد دارن اغلب همه سربازهاي شهرشون رو كه ميگرين هيچ كلي هم از استانهاي ديگه ميگيرن
اولويتهاي خاص هم متاهل ها هستن اونها اول از همه ميوفتن شهر خودشون يا حداقل استان خودشون
اونهايي كه پدرشون نظامي هست همه از اين قاعده پيروي ميكنن
اونهايي هم كه تحت پوشش سازمان بهزيستي هستن هم شامل اولويت ميشن
در پادگان آموزشي سعي ميكنن نامه تقسيم رو روز اخر كه دارين ميرين بدن دستتون كه هي بهشون گير ندين من جام بده ميخوام بيوفتم دم در خونمون و اين چيزا
فقط حواستون باشه مداركي كه ميگيرن كامل باشه بعدا براي كارت پايان خدمت اذيت نشين
مدارك تا اونجايي كه يادمه شامل اين چيزا ميشه
1- كارتكس عقيدتي
2- كارت نماز
3- حكم درجه
4- گواهي پايان دوره
5- برگه تقسيم و معرفي به يگان مربوطه
6- برگه سلامت رواني كه ممكنه به شما داده نشه و خودشون بفرستن
7- برگه تيراندازي-
8- كارتكس تجهيزاتي كه گرفتين
اينها مهم هستن يك سري مدارك هم بعدا بايد طي خدمت بگيريد كه شامل كارت خون - كارتكس عقيدتي تكميل شده - يكي از فيشهاي حقوقي -كپي از تمام شناسنامه - عكس با درجه و لباس نظامي و اين چيزاست
اميدوارم همه دوستان در نزديك خانواده باشند و در هر حال موفق شاد سلامت و اميدوار باشن
يا حق
انا لله و انا اليه راجعون
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385 ساعت 17:27 شماره پست: 18
سلام
امروز يك اس ام اس زدم يكي از بچه ها كه زيارت قبول
قرار بود اخر هفته پيش برن مشهد زيارت امام رضا بليط هم گرفته بودن
جواب اومد زيارت نرفتيم!
تعجب كردم كه چرا اينطوري جواب داد
گفتم رو به راهي چه خبر خوبي؟
جواب داد از اين بد تر نمي شم بدترين چيزي كه فكرش رو بكني اتفاق اوفتاده
گفتم چي شده كجايي زنگت بزنم
گفت حوصله صحبت ندارم اس ام اس هم نزن ديگه امير از دنيا رفته
سرم يكدفعه داغ شد باورم نمي شد
شب قبلي كه قرار بود برن مشهد نصفه شب سكته ميكنه و ميبرنش بيمارستان
هفته قبلش هم يك عملي كرده بود و گفته بودن خوب شده ولي يك سكته كرد و كمتر از چند ساعت تمام
اول زندگي سي و چند سال بيشتر نداشت
هنوزم باورم نميشه
اميدوارم خدا صبر بده به بازمانده هاشون و از الطاف رحمتش اين تازه گذشته و بقيه مسلمين رو بهره عظيم عطا كنه
براي شادي روحش دعا و قرآن هديه ميكنيم
فاتحه مع الصلوات
!!!
پايان آموزشي
نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385 ساعت 22:4 شماره پست: 19
خب 2 - 3 ماهي گذشت و شما داريد رخت و بختتون رو جمع مي كنيد بريد
روز اول يادتون مياد؟ بعضي ها ميترسيدن بعضيها فكر سختيها بعضي فكر تنهايي بعضي فكر اذيتهايي كه ميشه اينجا كرد بعضي ميگفتن حالشو بگيرم ..
اما گذشت و حالا دارن ميفرستنتون براي ادامه خدمت ديگه كلاس درس و تمرين رژه تموم شد ديگه بگو بخندهاي شادي و ناراحتي دعواها و شب نشينيها معلوم نيست چي بشه
چقدر سعي ميكرديم موقع رژه يه جوري بپيچونيم سر كلاسها هم كه يا خواب بوديم يا حرف ميزديم بيچاره استادا
حالا ديگه داره يواش يواش ميفهميم كه بابا چه روزهاي خوبي رو داريم از دست ميديم ولي خوب نميشه هم كه هميشه باشيم بايد رفت
اسفند و شربت و صلوات و نوار و مارش و ...........اتوبوس مثل روز اول كه آوردنمون با اتوبوس اومدن دنبالمون كه بريم البته اونهايي كه راهشون نزديكه خودشون شايد تنها برن ولي ما كه چند ساعتي تو راهيم آخرين ساعاتمون رو با بچه ها تو اتوبوس ميشينيم
بعضي فكر ميكنن بعضي ميخندن كلي از بچه ها تندي لباس شخصي شدن بعضي هم مثل من با همون لباس خاكي با خيالي راحت از مسافرتي كه اومدم با يك كوله از تجربه ميرم كه پرش كنم
يه چند روزي استراحت ميكنيم و بعد ميريم خودمونو معرفي كنيم
دفعه بعد ميگم هنگام ورود به محل جديد خدمت چيكارها بايد كرد البته تا اونجايي كه بلدم
يا حق
التماس دعا
ميلاد منجي
نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385 ساعت 7:45 شماره پست: 20
سلام دوستان
اين روزها روزهاي شادي و شعف همه هست تولدهايي كه در اين ايام قرارگرفته يكي پس از ديگري جريان شادي رو تو شهر و محله پخش ميكنه
به تمام دوستان تبريك ميگم ميلاد بزرگ منجي عالم بشريت مهدي موعود عليه السلام را و آرزو تعجيل در امر ظهورش ميكنيم
اما ...
ديروز ميخوندم كه يكي از عواملي كه باعث تاخير ظهور ايشان ميشه گناههاي ما هست كه باعث رنجش خاطر ايشان شده و امر ظهور رو به تاخير مياندازد
ميخواستم در مورد صهيونيسم و مهدويت بنويسم نشد
http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=article&sid=16372
http://www.ksabz.net/paper.asp?AID=11198
اين آدرس ها رو ميتونيد بريد و نگاه كنيد
موفق باشيد
محل خدمت جديد
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385 ساعت 22:9 شماره پست: 21
سلام
اين دفعه سوم هست كه اين موضوع رو مينويسم ولي هر دفعه تاحالا بازي درآورده اين سايت و آپ نشده و علاوه بر اون به خودم هم نشون نداده ديگه
اما موضوع رفتن به محل خدمت پس از دوره آموزشي هست
اگر افسر باشيد ميگن بريد خودتون رو معرفي كنيد و اگر نباشيد ميان دنبالتون ميبرن محل خدمت جديد در هر حال فرق چنداني نميكنه و رفتارهايي كه بايد داشته باشيد يكسان هست
يعني چي؟!!
يك سري اصول هست كه بايد رعايت كنيد مثلا اينكه از شوخي بيخودي پرهيز كنيد و اجازه ندهيد به شما بي ادبي كنند البته نه با دعوا بلكه با احترام و ادبي كه از خودتون نشون ميديد راه بياحترامي رو در ديگران ببنديد
سعي كنيد محيطي شاد و سالم براي خودتون و اطرافيان ايجاد كنيد كه هم زودتر خدمت تموم بشه هم استفادهاي از اين محيط و ساعات بيكاري كرده باشيد
اگر ميتونيد تحصيل رو ادامه بديد حتما اينكار رو با حوصله انجام بدين 2 سال روزي 4 ساعت وقت خيلي خيلي كافي و خوبي هست براي آوردن يك رتبه خوب در دانشگاه
اگر نه ميخواهيد كار كنيد و نيم روز در محل خدمت هستيد سعي كنيد از اين امكان به خوبي استفاده كنيد و با ايجاد اعتماد در مسئولتون به موقع سركارتون حاظر بشيد
از در گيري لفظي و فكري با ديگران پرهيز كنيد كه اصطكاك براي خودتون هست و باعث اعصاب خورديتون ميشه
فعلا همينها
از نظراتي كه ميدين ممنون راستش امروز كه ديدم بعد از كلي مدت كه ننوشتم آمار بازديد كمي زياد شده انگيزه نوشتنم گل كرد
موفق و شاد باشيد
حق يارتان
همه جا همه نوع آدمي داره
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385 ساعت 21:34 شماره پست: 22
دوستاني كه تازه وارد محل جديد خدمت شدن با مثل هر جاي جديدي با افراد مختلفي برخورد ميكنن يك سري افراد شلوغ و پر برخوردند بعضيها ساكت و كم پيدا بعضيها شاد بعضيها افسرده بعضي ها شرور و ضرر زن بعضيها همكار و همدل خلاصه همه جور ادم پيدا ميشه چه بين پايين دستيها چه بين بالا دستيها
حالا اهميت كار اينجاست كه قرار هست يك سال و نيم با اين افراد سر كنيم چه كنيم كه هم باعث مزاحمت و دردسر نشيم و هم در آتش ديگران نسوزيم. پيشنهادي كه اكثر افراد دور و بر ميكنن اينه كه بگو هيچي بلد نيستم و هر كاري دادن بهت يواش و با وقت تلف كردن انجام بده البته نميگم اين غلط هست ولي ساده ترين راه و البته كمي بي منطق هست يعني به نظر من كسي كه هيچ نتونه فكر نظر بده اين راه براش بد نيست ولي اونهايي كه احساس ميكنن ميتونن جمعي رو آرام آرام هدايت و كنترل كنند بهتر هست برنامه اي بلند مدت بريزن يعني سعي كنن با احترام متقابل و رفتاري متين فضا رو براي خودشون و دوستاشون باز و مفيد تر كنند و از اون خفگي و تنگي محيط كم كنند.
سعي كنيد هيچ موقع با آدم هاي زيراب زن از بالاييها و پايينيها نگردين و هيچ موقع هم براي كاراتون از ديگران مايه نزارين يعني وقتي شما رو براي كاري توبيخ كردن نگيد فلاني هم اينكار رو كرده چون اينكار نه تنها از جرم شما كم نميكنه بلكه يك نفر ديگه رو هم گير ميندازه
سعي كنيد رو راست باشيد و خلاف كسي ديگر رو هم به گردن نگريريد سعي كنيد محيط امن و با وقاري براي خود و اطرافيانتون بسازيد و تا ميتونيد از فرصتها استفاده كنيد.
داشتن نظم و نظافت يكي از مسائل مهم طي اين دوره هست كه حتما يك بار در مورد نظافت بطور جدا گانه مينويسم
موفق و پيروز شاد و سرفراز خدا يار همه ما
تولدت مبارک
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 22:5 شماره پست: 25
سلام مجدد
ماه رمضان آمد و رفت دل بسوزه كه خواب بود
راستش موضوع جديدي نيست كه بنويسم كلياتي كه لازم بود رو گفتم و بقيش ميره در رفتارهاي افراد
نكات مهم رو بنظرم گفتم
مثل اينكه از وقتتون استفاده كنيد
نزارين به شما بي احترامي و حتي كم احترامي بشه و اين بسته به احترام و رفتار و اخلاق خودتون داره بيشتر
سوء استفاده نكنيد و كسي رو نرنجونيد
باند بازي و درگيري راه نندازين و با اونهايي كه اينكار رو ميكنن مستقيم برخورد نكنيد بلكه خيلي راحت روشن و آشكار برين و به مسئولتون بگيد ( البته نه هر چيز جزئي رو ها
نظافت و و بهداشت رو در تمام موارد رعايت كنيد و سعي كنيد نه خودتون مريض بشيد نه ديگران رو
با فكر و برنامه عمل كنيد چه شخصي چه جمعي
حركتهاي مثبت و رشد دهنده رو پايه گزاري و حمايت كنيد. نزاريد كسي كه همچين كاري راه ميندازه تنها بمونه
..
اميدوارم دوران خدمت دوران سرشار از تجربه هاي شاد و مفيد براتون باشه
يا حق
نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 6:21 شماره پست: 26
سلام
امروز گفتم بیام کمی خودم بنویسم
در طی دوران سربازی خیلی رفتارها رو آدم می بینه که بر خلاف میلش هست . دوست داری مخالفت کنی ولی میدونی که بدتر میکنه طرف مقابل و اگر هم بی خیال باشی خودت اذیت میشی.
اگر مسئولینت اذیت کن و ظالم صفت باشند کمی شبیه به اسارت میشه.
خب حالا چه کنیم؟
به نظر من جلب اعتماد مسئولین از اینکه ما کار نامربوطی انجام نمیدیم و مسئولیتمون رو درست و خداپسندانه انجام میدیم گام مهی هست. بعدش باید مشغولیت داشته باشیم که من الان دارم فلان کار شخصی رو انجام میدم مثلا روزی ۳ ساعت درس میخونم که کاملا موثر هست و حریم امنیتی رو گسترش میده. بعدش هم صحبت های دوستانه با مسئولینی که گوش شنوا دارن از مشکلات سربازها و افرادی که اذیت میکنن از کادریها. با هر کسی باید به یک شیوه خاص خودش صحبت کرد. بعضیها صمیمی بعضی ها رسمی بعضیها با خواهش بعضی ها با قدرت و البته با همگی با آرامش. داشتن آرامش در کل صحبت و اصلا کل زندگی خیلی مهم هست نشون میده که ما کم نیاوردیم و فرد منطقی هستیم در واقع بعضی ها میخوان فقط آرامش ما رو بهم بزنن و لذت ببرن یا از آب گل آلود ماهی بگیرن
اما مهمترین چیزیکه باید توجه داشت توکل به خدا به جای خلق خداست. ما باید از خدا حل مشکلاتمون رو بخواهیم و البته با نگه داشتن حرمت خدا در رفتار و زبانمون مسیر اجابتش رو باز کنیم.
هم چنین گاهی هم یاد داشته باشیم افرادی هم هستند که در مناطقی بدتر از ما با امکاناتی بسیار کم و شرایطی سخت تر دارن خدمت میکنن و البته همیشه شاکر باشیم و البته نگاهمون رو از مسیر پیشرفت و بهبود بر نداریم.
یا حق
تجربه دیگه
نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 18:53 شماره پست: 27
انی وضعت الاجابت الدعا فی لقمه الحلال و الناس یطلبونه فی قیل و القال
سلام
خیلی وقته که ننوشتم یکی دوبار هم نوشتم که قبل از ذخیره شدن پرید.
حرف زیادی ندارم فقط بازم سر ریز تجربه ای که کسب کردم رو خدمت دوستان خیالی خودم میگم.
در مورد سربازی و میشه گفت هرجای دیگر به طور عام سعی کنید اول از همه خودتون و برنامه خودتون مهم باشه . یعنی برای خوش آمد شخص دیگه یا حتی انجام وظیفه بیش از حد خیلی سعی نکنید چون نه تنها ازتون تشکر نخواهد شد در اکثر حالات بلکه ممکنه مورد توبیخ هم قرار بگیرید برای همین سعی کنید کارتون رو درست انجام بدین که کسی نتونه بهتون گیر بده و بقیه وقتتون رو برای خودتون صرف مطالعه یا کاری که میخواهید کنید.
اما یک تجربه دیگه که بارها من امتحان کردم و آدم نشدم دل سوزی بیش از حد هست
خیلی وقتها شده می بیندید که شخصی داره میوفته تو چاله وقتی بهش میگی خیلی متوجه نمیشه که شما چی میگی حتی ممکنه شما رو به بعضی صفات متهم بکنه . در این مواقع یکی از راه حل ها اینه که بعد از یک یا دو بار گفتن و روشن کردن قضیه به صورت مختصر بگذارید طرف خودش تصمیم بگیره حتی اگر افتاد تو چاله فکر کنم لازم نباشه جلوشو بگیرید چون باید این مسیر رو تجربه کنه و بفهمه که موضوع واقعا از چه قرار هست و اگر شما جلوی اینکار رو بگیرید اگر مقصد طرف چاله باشه و اون فکر کنه که داره از یک پله کان ترقی بالا میره میدونید چی میشه وقتی نگذاشتین تو چاله بیوفته اون فکر میکنه که از نردبان پایین کشیدیدش حالا بیا و درستش کن
امید وارم که خودم اینایی که میگم رو یاد بگیرم
اگر بلد بودید دعام کنید
عجیب ولی خوشایند
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 16:43 شماره پست: 28
بعد از ۳ ماه دیروز مطلبی رو نوشتم و با دلخوری فرستادم بالا (همون آپلود شما)
جالبه که یک روزه به این وبلاگ متروک چند تا جواب داده شده
از دوست عزیزی که دلگرمی دادن تشکر میکنم و خوشحال میشم اگر نظراتش رو برام بفرسته و همچنین تجربیاتی که به زودی براش عملی میشه
از دوستان هم در لفافه و ابهام سوال می پرسند تشکر کامل را داریم
چقدر خوبه که آدم بجای فقط حرفهای قشنگ زدن سعی کنه که کارهای قشنگ انجام بده یا حداقل به عملیاتی کردن اونها فکر کنه
این که آدم بگه به همدیگه کمک کنیم و به فکر هم باشیم و ... حا خیلی خوبه ولی وقتی کار به همین حرف تموم میشه اصلا جالب نیست مخصوصا وقتی می بینی این حرف دائم تکرار بشه و گاهی هم ادعا بشه روش دیگه ادم فکر میکنه دارن گولش میزنن و با الفاظ بازی میکنن
چرا تا وقتی حرف از خوب بودن هست هم استاد دهرند و علامه ولی وقتی صحبت از شروع و انجام یک کار عملی و بحث و رفع ایراد و شناخت عیوب و راه حل آنهاست. نبود وقت و عدم حوصله سر به فلک میکشه. یا وقتی حرف از احترام هست یعنی خفه شو تا هر کی هر کاری میخواد بکنه و وقتی میگن مسیر و هدایت و برنامه ریزی میگن جمع هدایت کننده است.
انشا ا... که خیر است
التماس دعا
فحش
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 17:39 شماره پست: 29
چه جالب
میگن فحش میدی اگر اینهایی که من گفتم فحش هست همه دوستان لطفا به من فحش بدن. وقتی N بار میشینی به قول خودشون غر میزنی و به حساب خودت دل سوزی میکنی آخرش ... یکی نیست بگه آخه مگه مرض داری فضولی که به همه کاری کار داری. اگر لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره برو خودت رو آدم کن به خوب و بد مردم چیکار داری ؟
واقعا هم همینطور هست قبول دارم که زیادی پیش رفتم و این زیادی رو نسبت به پذیرش افراد باید سنجید تو زندگی اصولا باید صبر کرد در کارهایی که مربوط به ما نیست دیگران از ما بخواهند که براشون انجام بدیم مگر اینکه طرف مضطر باشه که اون بحثش جداست.
به هر حال خدا یه عقلی به ما بده و یه ایمانی به ما
یا حق
مطلب جديد
نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385 ساعت 16:57 شماره پست: 30
سلام
راست ميگن ، وقتي مطلبي از ذهن خارج ميشه يا كم رنگ ميشه ديگه نبايد بالاي صفحه وبلاگ باقي بمونه
براي نوشتن موضوع خاصي نيومدم فقط يك ايميل بهم رسيد از آشنايي كه بيش از يك سال بود ايميل ازش نگرفته بودم
و يك اسم ام اسم هم از يك ديگه
كه هر دو نشاني از توجه به زندگي و بزرگ بودن و در گير كوچكي ديگران نشدن و معطل نموندن داشت
خيلي خوبه ادم بتونه اينطوري عمل كنه
اگر ميتوني درستش كني تا هر مرحله و كسي ديگه اي بهتر از شما نيست يا شرايط شما بهتر است بسم ا.. و اگر هم در توانت نيست ديگه انقدر درگيرش نشو
از اون طرف صداقت و خوبي خودم رو نبايد حروم كنم كه طرف مقابل بي شرف و ... هست پس من هم بد بشم در برابرش بله نبايد در مسير بدي كمكش باشي ولي از خوبي كردن بهش نبايد جلوگيري كرد
بزرگي لذت بزرگي
سال نو !؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 21:35 شماره پست: 31
امسال هم آمد شرايط در حال تغيير خدا كنه براي همه خوب باشه نه اونطور كه خودشون ميخوان! بلكه اونطور كه اون ميخواد.
ديگه پايه هم شديم البته من كه از روز اول پايه بودم !! اما 10 روز ديگه سالگرد ورود به خدمت هست. تجربه خوبيه ولي اگه وقتش رو كم كنن مفيد تره
تجربيات زياد و كم طي اين مدت بدست آوردم بعضيهاش رو استفاده كردم بعضي ها رو هم كم توجهي يا كم همتي كردم اما نسبتن خوب بوده نه اونطور كه راضي باشم و لي خدا رو شكر اوضاع تحت كنترل هست و فشار و اضطراب زياد نيست.
امسال بايد از اين هم راهي كه تو هر كدوم چند قدمي زدم يكي رو انتخاب كنم و راه بيافتم كارم رو ميگم احتمالا همون مهندسي برق اگر خدا بخواهد ديگه از اين شاخه به اون شاخه پريدن و همه كاره هيچكاره بودن خسته شدم
اين وبلاگ هم همينطور باشه تا كسي اگر دلش خواست و پيداش كرد ازش استفاده كنه الحمد لله براي كسي نه سوالي پيش اومده طي اين مدت نه اشكالي كه ايميل بزنه يا در نظرات بنويسه اما اگر كسي دلش خواست مطلبش در مورد خدمت اينجا اضافه بشه بفرسته
ميخواستم يكم از تجربيات و تغييراتم در اين مدت خدمت بگم باشه براي دفعه بعد
از دوستاني هم كه نظر ميدن و موجب تقويت روحيه ميشن تشكر ميكنم
يا حق
يك سال گذشت
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 23:47 شماره پست: 32
يك سال گذشت
الان بيش از يك سال هست كه از شروع خدمت سربازي ميگذره و ديگه تو سراشيبي قرار گرفته سال پيش جمعه ! ...
سر رسيد رو نگاه كردم آخه مي نوشتم هر روز كه نه ولي هفته اي يكي دو صفحه مينوشتم كه چه ميكرديم صبح جمعه 22/2/85 طبق برنامه يك هفته در ميان ميريم شهر
بايد بيشتر بخونم تا دقيق بفهمم چه ميكرديم فكر كنم جمعه اي بود كه برادرم اومد به ديدنم يادش بخير واقعا كه بهترين دوران سربازي، آموزشيش هست
سرباز جديد مي بينم كه كلي بهت خوش ميگذره كجاي كاري
سربازي يك زندگي كوچيكه هر طور كه بگردونيش ميگرده . تجربه خيلي عالي هست براي زندگي بزرگتر كاش ازش درس بگيرم و بهش عمل كنم
اما اين دفعه بايد از كدورت زداعي گفت، چرا كه خبر آوردند كه ... ديگه موضوع عوض شده و يك سري چيزها مثل قهر و جدل با بعضيا به تاريخ بايد بپيونده . آره؟
تو خدمت هم كه ديگه پايه شديم نصف بچه ها جديد هستند بعضي ها كسر خدمت آوردند و ۲ - ۳ ماهي زودتر ميروند
سردار هم تازه انگار فهميده ما چيزايي بلديم راه به راه ميفرسته براي اجرا و كمك و كنترل و تاييد كارهايي كه فهميده بلديم ما هم كه بخيل نيستيم بزار يك كاري كنيم اينجا هم پيشرفت كنه
حرفا پراكنده شد از بس موضوعات زيادي درخواست كرده بودند دوستان . مي بخشيد ديگه
مبارك باشه
یک ساله شد
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 15:29 شماره پست: 33
بازم سالگرد؟ چند دفعه
خوب این دفعه مربوط به وبلاگ هست نه شروع سربازی هرچند طی یک سال گذشته حتی هزار بازدید رو نداشتیم ولی کاری رو که باید انجام میدادم دادم تا اگر کسی خواست مثل من دنبال شرایط بهتر برای سربازی رفتن و انجامش بگرده یک جایی باشه که دوزار مطلب توش نوشته باشه
نمیگم جایی دیگه نیست ولی بعضی نکته ها رو خیلیها نمیگن
طی این مدت از دوستانی هم که نظر دادن تشکر میکنم
احتمالا طی چند ماه آینده این وبلاگ از شر من خلاص میشه حالا تا خدا چی بخواد یا صاحب دیگه ای پیدا میکنه یا به تاریخ میپیوندد
یا حق
ما را از دعای خیرتون محروم نکنید
آویزه گوش
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 20:42 شماره پست: 34
دوری تو از کسی که تو را خواهد نقصان در بهره است و گرایشت به کسی که تو را نخواهد، خار ساختن گوهر جان.
امام علی (علیه السلام)
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 14:35 شماره پست: 35
اين مطالب رو دوست گرامي امير حسين خان از وبلاگ sarbazkhaneh فرستادن
اول دفتر به نام ایزد یکتا
صانع وپروردگار حی توانا
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
بر کسی پوشیده نیست که خدمت مقدس سربازی در این نظام مقدس تر، وظیفه ای است
بس خطیر و جان گداز که بر دوش توانمند ما نهاده شده و بر ما واجب است تا ضمن
رعایت شؤونات اسلامی و خودداری از به کار بردن الفاظ رکیک در این باب، تن به صبر
داده، خار مغیلان را به امید کعبه مقصود در جاهایی خاصْ از وجود مبارکمان، چند صباحی
تحمل نموده، باشد که پس از آن، از نعمات مختلفی چون : امکان بهره گیری از بیمه
تأمین اجتماعی، امکان سند زدن به نام، امکان انجام روابط سالم و مشروع زناشویی و از
آن جمله، مفتخر گردیم.
سلوک در چنین دوره ای، روح آدمی را به پرواز وامی دارد و تا بدان جا می رساند که با تمام
وجود اکناف، اعقاب و اسلاف خویش را، یکجا در جلوی چشمانش می بیند که این خود
بسی امتیاز است نسب ت به سایر موجودات و صد البته سایر جانداران را چنین توانی
نیست، نه در آن شِق که فاعلند و نه در آن که مفعول واقع می گردند. آدمی از حبّ دنیا
دور شده، خویشتن خویش را تنها می یابد و در آن تنهایی، روی به دیوار نموده، دستهایش
را به نشانه دعا بلند کرده، بر دیوار م ینهد تا شاید فرجی حاصل شود.
ما نیز که شمه ای از شهد شیرین این سلوک را به جان نوشیده ایم، بر آن شدیم تا
سیاهه یی در توان بیان و قلم نارسمان، بتحریریم . در این سیاهه، گوشه ای از توجهات و
تذکرات قطاریۀ حقیر که حاصل دو ماه فرسودگی است، به رشته تحریر درآمده تا دیگران
بخوانند و بدانند که در این دنیا، مسایل بسیاری است که ذهن و گاه پاچۀ آدمی را به
خویش مشغول می دارد و زودا که رنج ها به پایان نزدیک، پاچه ها آزاد و رها و کارت پایان
خدمت شریف سربازی با افتخاری که زبان گویای آن نیست، با پست پیشتاز به دستان
لرزان و منتظر شما رسد.
بهتر آن دیدم که به جای ناله و نفرین و ناسزا، جهت اطلاع تازه واردین محترم، مطالبی در
باب تجهیزات و لوازمی که به نوعی در طول دوره آموزشی، کارگر می افتد بنویسم باشد
که خوانندگان و بهره گیرندگان دعای خیری به جانب ما کنند و مقدمات رستگاری جاوید
حقیر، مانند سایر دوستان، فراهم گردد، ان شاء الله.
با توجه به اینکه تجربۀ مذکور در پادگان آموزشی 01 نیروی زمینی ارتش، در ماه های آبان
و آذر، تحصیل گشته، لذا به استثنای کلیات، در نظر گرفتن این مسأله در درک جزییات
لازم خواهد بود.
. و من الله التوفیق. نگارش سوم، دی ماه 82
فصل اول لوازم درمانی
قرص پروفن : (م) این قرص جهت کاهش درد عضلانی مورد مصرف قرار می گیرد . اگر از
آمادگی جسمانی مناسبی برخوردار نیستید و بدنتان به خاطر فعالیت زیاد خصوصاً چند در
شب اول درد می گیرد، برای اینکه خواب راحتی داشته باشید، قبل از خواب از این قرص
استفاده نمایید . دقت کنید که این قرص اثرات جانبی بسیاری دارد، لذا تا حد امکان از
استفاده از آن خودداری فرمایید. بخصوص به هیچ عنوان با معده خالی آن را نخورید.
قرص سرماخوردگی : (ز) عموماً سرماخوردگی یک مسأله بدیهی در آسایشگاه هاست .
لازم خواهد بود تا تعداد زیادی از این قرص را با خود همراه داشته باشید مثلاً حداقل 5
دراژه. مطمئن باشید که اگر خودتان هم از آن استفاده نکنید، تمام قرص هایتان مصرف
می شود. زمانی که می بینید سرماخوردگی دارد در یگان، اپیدمی می شود و شما هنوز سرما
نخورد هاید، شروع به مصرف این قرص نمایید، مثلاً شبی یک عدد.
قرص دیفنوکسیلات : (ز) به علت تغییر نوع و کیفیت غذای شما در سربازخانه، بیماری
اسهال یکی از عوارضی است که برای خیلی ها اتفاق می افتد. با توجه به محدودیت های
انضباطی سربازخانه، لازم خواهد بود که با استفاده از این قرص خود را هر چه س ریعتر
درمان نمایید در غیر این صورت در اجرای رژه ها و همچنین انجام مشق های صفْ جمع با
مشکلات جدی مواجه خواهید شد.
قرص مولتی ویتامین : (ز) با توجه به عدم داشتن تنوع کافی در غذاهای سربازخانه،
جهت جلوگیری از ابتلا به اثرات ناشی از کمبود ویتامین، هر چند شب یک عدد از این
قرص را مصرف نمایید.
قرص ویتامین ث : (ز) مورد مصرف این قرص نیز مانند مولتی ویتامین است با این
تفاوت که با توجه به بیماری سرماخوردگی که مطمئناً به نوعی به آن دچار خواهید شد
این قرص دارای کارایی بیشتری است.
قرص استامینوفن : (ز) در هفته اول با توجه به فشارهای بدنی وارد شده به شما و یا
قرار گرفتن بیش از اندازه شما در زیر نور مستقیم آفتاب، ممکن است شما دچار سردرد
شوید. وجود این قرص می تواند کمک مؤثری در کاهش درد ناشی از سردرد باشد.
ژل پیروکسی کام : (ک) این دارو نیز برای کاهش دردهای عضلانی شما مو رد استفاده قرار
م یگیرد. فراموش نکنید که احتمال گرفتگی عضلات در روزهای اول بسیار زیاد است.
کرم نرم کننده، ضد آفتاب، سوختگی : (م) با توجه به اینکه در طول دوره، دستان شما
با خاک تماس بسیاری خواهد داشت، بسته به مقدار حساس بودن پوست دستان شما،
احتمال خشک و پو سته پوسته شدن آن وجود دارد . در صورتی که این امر برای شما
مشکلاتی از قبیل ترک خوردن پوست ایجاد می کند، حتماً کرم نرم کننده با خود همراه
داشته باشید . همچنین با توجه به قرار گرفتن پوست شما در معرض تابش خورشید، دچار
آفتاب سوختگی نیز خواهید شد . همراه داشتن کرم ضد سوختگی نظیر اکسید روی کمک
مؤثری به شما خواهد نمود.
باند: (ک)
قطره چشم نفازولین : (ک) با توجه به عدم رعایت بهداشت به طور مناسب در
سربازخانه ها، این احتمال وجود دارد که چشم شما کمی عفونی شود . این دارو برای ضد
عفونی کردن چشم مورد استفاده قرار می گیرد.
چسب زخم: (ز) به تعداد کافی
به دانه: (م)
ماده ضد عفونی کننده (بتادین): (ز)
لوازم خوردن
لیوان شیشه ای: (ز) برای به اصطلاح “آنکادر” کردن لوازم شما لازم است . استفاده مکرر
از آن توصیه نمی شود چرا که احتمال شکستن آن بسیار زیاد است . شما صرفاً برای حفظ
ظاهر آنکادر خود از آن استفاده نمایید . شخصاً در طول دوره یکبار هم از آن استفاده
نکردم.
لیوان پلاستیکی : (ز) با توجه به مورد قبل پیشنهاد می شود که از یک لیوان پلاستیکی به
جای لیوان شیشه ای استفاده کنید . هم سبکتر است و هم غصه شکستن آن را نخواهید
خورد. لیوان آهن ی هم به کارتان نخواهد آمد چرا که هنگام نوشیدن چای داغ، لبها و در
مواردی مشاهده شده که زبان، حلق، مری، معده و سایر ارگان های مرتبط نیز برای مدتی
دچار اختلال شده اند. علاوه بر این مسأله، زمان زیادی هم باید منتظر سرد شدن چای
شوید.
قوطی خالی ساندیس : (ز) یک س اندیس بخرید . محتویات آن را بخورید . بعد یک قیچی
بردارید و طرفی که از آن ساندیس را خوردید، بِبُرید . از این موجود می توانید به عنوان
لیوان تو جیبی استفاده کنید . پیشنهاد می شود که آن را همیشه در یکی از دو جیب عقب
شلوارتان قرار دهید.
بشقاب : (م) در بدو ورود شم ا به سربازخانه، موجودی به نام “یقلوی ” 1 را در اختیار شما
قرار می دهند که در آن غذا خواهید خورد . داشتن یک بشقاب ملامینی عادی در طول دوره
علاوه بر یقلوی می تواند مفید واقع شود.
قاشق و چنگال: (ز)
چاقوی میوه خوری: (ز) همراه داشتن آن امری بدیهی است.
دربازکن: (ز) ارزش گدایی کردن از این و آن را ندارد. یکی با خودتان ببرید.
لوازم بهداشتی
مسواک و خمیردندان : (ز) علاوه بر ضرورت استفاده از آن، جزو وسایل آنکادر شما نیز
می باشد. شعر: صبح و ظهر و قبل از خواب، مسواک بزن مسواک، تا دهان تو گردد،
خوشبوی و تمیز و پاک . خمیردندان و مسواک را همیشه در یک کیسه فریزر قرار داده و
سپس در قسمت مربوط به آنکادرتان قرار دهید.
صابون مایع: (ز)
١ و به بياني ديگر يلقوي آه گوش ما، همان اولي را شنيده و
پسنديده.
تاید: (م) از یک بطری پلاستیکی کوچک نوشابه استفاده کنید.
مایع ظرفشویی: (ز) مثل بالایی.
شامپو: (ز) در صورتی که می خواهید از حمام پادگان استفاده کنید.
آیینه آبی: (ز) جزو وسایل آنکادر شما می باشد.
صابون قالبی : (ز) جزو وسایل آنکادر شما می باشد. با توجه به وجود صابون مایع و
محاسن آن، استفاده از این صابون توصیه نمی شود. صرفاً از آن جهت حفظ ظاهر آنکادر
خود استفاده کنید. بنده به هیچ عنوان از آن استفاده نکردم.
جا صابونی آبی: (ز) جزو وسایل آنکادر شما می باشد.
لوازم اصلاح : (م) تیغ اصلاح یک بار مصرف، ماشین اصلاح دستی هم می توانید با خود
داشته باشید.
اسپری یا ادکلن : (م) اگر دوست داشته باشید کمی هم بوی خوش استشمام کنید این
مورد را نیز مد نظر قر ار دهید . متأسفانه بنده پیش از خواب برای ضدعفونی پای دوستانی
که در نزدیک ترین نقطه به سرم قرار داشت استفاده می کردم که مایه بسی تأسف است.
ناخن گیر: (ز)
دستمال کاغذی : (ز) به وفور از آن استفاده خواهید کرد . همیشه چند برگی در جیبتان
باشد. ترجیحاً رولی بخرید ، چون هم ارزان تر است و هم استفاده شما آنجا بسیار زیاد
خواهد بود.
پنبه
خوردنی
با توجه به اینکه هفته اول به شما مرخصی شبانه نخواهند داد، مجهز شدن به اقلام
خوراکی در هفته اول بسیار حایز اهمیت خواهد بود.
نظم دوره آموزشی در تغذیه نکته مثبتی است به نحوی که بنده برعکس همه
همقطار یها، در آخر دوره وزنم بیشتر شد و از 60 کیلو به 65 کیلو رسیدم.
چای لیپتون
کنسرو
کمپوت
بیسکویت
کیک
نان سوخاری
قند : (ز) در طول دوره به عنوان سهمیه به شما قند می دهند ولی قند آنجا چنگی به دل
نم یزند. خصوصاً در اوایل دوره احتمالاً از این سهمیه هم محروم خواهید بود.
شکر: (ز) ایضاً مثل قند.
خرما : (ز) آقا جان ! معجزه می کند. خاصه اینکه هر روز با یک پاکت شیر یا شیرکاکائو
آن را میل بفرمایید.
آجیل: برای طرح دوستی با اشخاصی در سطوح خاصی، مناسب است.
شکلات : سعی کنید همیشه چند تایی در جیبتان داشته باشید چون خیلی از مواقع که
به خوردنی دسترسی ندارید، جلوی ضعف شما را خواهد گرفت . انجیر خشک یا توت خشک
هم بسیار مفیدند.
نبات: رجوع شود به بند “شکلات”.
آب نبات: رجوع شود به بند “شکلات”.
امور پشتیبانی
کهنه نظافت : (ز) یک کهنه را در کیسه فریزر قرار دهید و پیشنهاد می شود که در یکی از
جیب های جلوی شلوار بگذارید تا همیشه همراهتان باشد . در بسیاری از مواقع کاربرد
خواهد داشت . مثلاً زمانی که به همه گیر می دهند که “چرا کفش هایتان تمیز نیست؟ ” و
شما دسترسی به واکس ندارید فی ا لفور با استفاده از این دستمال و با کمک آب دهان 1
م یتوانید به این مهم بپردازید.
کیسه فریزر بزرگ : (ز) از ضروریات سربازی است . علاوه بر مصارف عمومی، مهم ترین
استفاده از کیسه فریزر هنگام صرف غذا است . قبل از رفتن به سالن غذاخوری برای صرف
غذا، یک عدد کیسه فریزر را روی یقلوی خود بکشید تا غذا مستقیماً با یقلوی تماس
نداشته باشد و آن را چرب نکند . بعد از اتمام غذا می توانید آن را بِکَنید و دور بیندازید
بدون آنکه یقلوی شما چرب شده باشد و یا اگر هم کیسه فریزر سوراخ شود، میزان چرب
١ تُفْ
شدن یقلوی به حداقل می رسد و می توانید ب ا یک دستمال کاغذی یقلوی را تمیز کنید .
البته به یاد داشته باشید هر چند یکبار یقلوی را بشویید چرا که طبعاً بعد از مدتی بو
می گیرد. در طول دوره متوجه خواهید شد که استفاده لحظه به لحظه از زمان، لازمه
آسایش شما خواهد بود . دقت کنید که ابعاد کیسه فریزر به حد کافی بزرگ و ضخامت
آن به حدی شایسته، قطور باشد.
کیسه زباله کوچک
کیسه زباله بزرگ : خصوصاً زمانی که شما به به اردوی تلو می برند، این مورد بسیار
کارساز است.
کیسه نایلون تبلیغاتی : عموماً در رفت و آمدهای کوتاه در داخل پادگان به کار می آید.
مثلاً رفت و آمد به حمام و یا خرید از بوفه. البته نوعاً این مورد سوسول بازی است.
جعبه واکس (واکس، فرچه، برس) : (ز)
زنجیر نازک و قفل کوچک : (ز) کمدهایی که در اختیار شما قرار خواهد گرفت، فاقد قفل
و کلید است . صرفا یک سوراخ روی در دارد و یک سوراخ هم روی تنه . شما با عبور دادن
زنجیر نازک از سوراخ های مذکور و در نهایت قفل زدن آن، می توانید سهم بسزایی در گم
نشدن اشیا و لوازم خود داشته باشید.
سفره: نداشتید هم نداشتید.
شانه انگشتی : (ز) منظور همان شانه قشویی 1 است . برای شانه کردن پتوی بالایی
استفاده م یشود.
امور پوشاک
نخ و سوزن: (ز)
رخت آویز: (ز) یک رخت آویز محکم و دو سه تا رخت آمیز زپرتی همراهتان باشد.
کاور لباس
حوله کوچک آبی: (ز) جزو وسایل آنکادر شما می باشد و بسیار هم مورد استفاده است.
حوله بزرگ
١ شان هاي است آه عموماً براي خاراندن و تميز آردن موي تن
چهارپايان از قبيل گاو، اسب، قاطر و امثالهم مورد استفاده
قرار م يگيرد و لذت وافري را در وجود ايشان ايجاد م يآند.
زیر پوش سفید رنگ: (ز)
شورت: (ز) این مورد خیلی بدیهی است.
لباس کاموایی
گتر : (ز) موجودی است ساخته شده از کش تُنبون که برای نگهداشتن انتهای پایینی پاچه
شلوار، جایی که با بالای پوتین تان تداخل می کند، مورد استفاده قرار می گیرد . خود را
عادت بدهید که شبها هنگام خواب، گترهای خود را در جایی خاص بگذارید که صبح مجبور
نباشید مثل بقیه دنبال آنها بگردید . بهتر است که آن ها را در جیب شلوار بگذارید و بعد
بخوابید.
قیچی کوچک : (ز) ترجیحاً قیچی تا شو باشد تا بتوانید در جیبتان بگذارید . مورد استفاده
بسیار دارد لذا سعی کنید همیشه همراه داشته باشید.
شلوار گرم: ترجیحاً پشمی.
جوراب مشکی کلفت : (ز) در ماه های سرد از ضروریات است . البته یکی دو جفت هم به
عنوان استحقاقی به شما می دهند.
دستکش کاموایی : جزو استحقاقی شما است . منتها عموماً سوراخ می شود و شما
مجبور م یشوید یکی بخرید.
سنجاق قفلی: (ز)
سوزن ته گرد
کلاه کاموایی (کشی)
اتیکت پوتین : (ز) همیشه آن را همراه داشته باشید چون معمولاً جایی که به فکرتان
نمی رسد به کارتان می آید. عموماً وقتی که شما را راهی نمازخانه می کنند و به شما
اجازه نمی دهند و یا فرصت ندارید که بروید دمپایی بپوشید این موضوع مصداق پیدا
م یکند. پیشنهاد م یشود که در یکی از جیبهای جلوی پیرهنتان بگذارید.
امور مکاتبه ای
خودکار آبی : (ز) سعی کنید دو سه تا خودکار عادی مانند بیک همراه داشته باشید . حتماً
خودکارها را علامت گذاری کنید . مثلاً روی کاغذهایی کوچک، نامتان را بنویسید، آن را
لوله کنید و در انتهای لوله خودکار قرار دهید.
دفتر آبی تخته ای: (ز) اگر ابعاد این دفتر جیبی باشد برای خود شما بهتر است.
کش برای دور دفتر : گاهی پیش می آید که شما مجبور هستید دفتر و کتاب خود را در
فضای باز رها کنید و به جایی دیگر بروید . مثلاً روی صندلی های روباز نشسته اید و به همه
می گویند که بروید فلان ج ا. برای آنکه باد، کتاب و دفتر شما را به هم نریزد بهتر است با
این کش دور، آن را ببندید . در صورتیکه مایل بودید این کش را همیشه همراه داشته
باشید.
مداد
مداد پاک کن
ماژیک واتر پروف : (ز) وقتی که به شما لوازم استحقاقی تان را می دهند، سریعاً روی آن
نامتان ر ا یادداشت کنید . به عنوان مثال : داخل پوتین ها، گوشه پتوها، گوشه تشک
تخت، گوشه بالش، گوشه ملحفه، روی جلد دفتر، داخل کلاه، کاپشن، یقلوی و کلیه
لوازمی که احتمال جابجا شدن عمدی یا غیرعمدی آن با سایرین وجود دارد . این مورد
اکیداً توصیه می شود.
پوشه آبی: (ز)
کتاب: اگر اهل کتاب خواندن هستید و می خواهید از آن لذت ببرید، چند تایی کتاب
جوری که وسایلتان زیاد و سنگین نشود با خود داشته باشید.
کاغذ کادو آبی : عموماً داخل کمدهایتان بسیار کثیف و ظاهری نامناسب دارد . بعد از
تمیز کردن داخل کمد در فرصتی مناسب، پیشنهاد م ی شود تا با استفاده از کاغذ کادوی
آبی رنگ، داخل کمد را کادو کنید.
چسب نواری
توصی هها
سعی کنید تعدادی کاغذ کوچک و یک خودکار را همیشه همراه داشته باشید . در برخی از
مواقع لازم است که نکاتی را پیش از آنکه آمادگی آن را داشته باشید، یادداشت کنید.
از دودره کردن به هیچ عنوان نهراسید . اگر تا به حال دودره نبوده اید سعی کنید که یاد
بگیرید.
به هیچ عنوان خود را تابلو نکنید. برایتان دردسر ایجاد می شود.
تا حد امکان هیچ مسؤولیتی را متقبل نشوید.
اگر شما را در انتخاب تخت مخیر گذاشتند، سعی کنید که تختتان را خیلی نزدیک به در
انتخاب نکنید . قسمت های دور از در هم به هیچ عنوان پیشنهاد نمی گردد . سعی کنید از
در حدود دو یا سه تخت با در ورودی آسایشگاه، فاصله داشته باشید.
در امتحان های آخر دوره تا آنجا که می توانید تقلب کنید فقط سعی کنید از روی دست
آدم مطمئنی تقلب کنید که چرت و پرت ننوشته باشد . مراقب باشید تا مچ شما را
نگیرند چون برایتان بد می شود.
هر کدام از جیب هایتان را به حمل مواردی مشخص تخصیص دهید و سعی کنید خود را
به آن عادت دهید . مثلاً همیشه بدانید که قیچی تا شو را در جیب پیراهن، روی سینه
سمت چپ می گذارید و یا دستمال کهنه را در جیب شلوار، سمت راست.
سعی کنید زمانی که می خواهند شما را به ترتیب قد مرتب کنند جوری بایستید تا در
صفهای اول تا حداکثر سوم قرار بگیرید و یا در صفهای آخر یعنی هشتم و نهم . کارهای
یگان بر اساس این صفها تقسیم می شود. سعی کنید که در گروه آموزش وا قع شوید و
در گروه آشپزخانه به هیچ عنوان وارد نشوید . عموماً گروه آشپزخانه گروهی است که از
همه بیشتر زحمت می کشد و از همه هم بیشتر فحش و بد و بی راه م یشنود.
همیشه مقداری پول به همراه داشته باشید . گاهی شما را که ول می کنند، شاید دلتان
بخواهد که وسط راه یک سری به بوفه بزنید و چیزمیز بخورید . در این وقت ها، اگر پول به
همراه نداشته باشید، احساس پوچی می کنید.
خودتان را به در یولی بزنید.
به هیچ عنوان اظهار نظر نکنید.
شما باید در هر حالتی، نمونه یک خنگ واقعی باشید.
سعی کنید دو سه نفری را نشان کنید و با آنه ا ارتباط حسنه برقرار نمایید . به این
ترتیب، هم چند تا دوست خوب پیدا می کنید و هم در شرایط خاصی که با آن مواجه
خواهید شد، پشت یکدیگر را خواهید داشت و این نکته در سربازی بسیار مهم و کارساز
است.
با خودتان این قضیه را حل کنید که هر اتفاقی که افتاد “به هیچ عنو ان به شما
برنخورد”. یک جورایی باید بی خیالی طی کنید . در نظام اصل بر این است که شخصیت تان
را له می کنند و زیر سؤال می برند.
به هیچ عنوان و در هیچ حالتی عصبانی نشوید . اصولاً دستورات و کارهایی که از شما
می خواهند پایه منطقی ندارد . مثلاً ممکن است شما را به ا ین تنبیه کنند که کل
آسایشگاه را سینه خیز بروید . نگویید “چرا؟” و مثل یک بچه حرف گوش کن این کار را
انجام دهید و از انجام آن لذت ببرید.
سعی کنید با افسر وظیفه ها و مربی هایتان روابط دوستانه و حسنه برقرار کنید . پارتی
داشتن مهمترین چیز در نظام است تا از روی بعضی محدودیت ها بپرید.
سعی نکنید چیزی با خود ببرید که اگر خدای ناکرده، کش رفته شد، دلتان بسوزد.
برای خودتان ارزش قایل شوید و به خودتان حال بدهید
يك سال پيش در چنين روزي
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 15:27 شماره پست: 36
سلام
حرفه خاصي نداشتم فقط اومدم بگم كه درست يك سال پيش سوم تير رفتم براي معرفي به محل خدمت لباس پوشيده و مرتب رفتم تو دفتر اداري ساعت 7 صبح بود و خلوت فقط 2 نفر تو راهرو بودند كه تا من رو ديدن يكيشون گفت تازه اومدي گفتم بله گفت برو قرآن گفتم كجا هست اون هم يكي از بچه هاي مخابرات رو صدا كرد و گفت ببرش جلسه .
سر جلسه فهميدم كه هر شنبه صبح جلسه قرآن هست. بعد از من هم 2 تا ديگه از بچه هاي آموزشي اومدن و يواش يواش بچه هاي اونجا هم اومدن جالبيش اونجا بود كه وقتي ما خونديم سرهنگي كه مسئول فرهنگي بود حال كرده بود و گفت بيشتر بخونيد اخه همه 2 تا آيه ميخوندن ما هم 2 تا خونديم اولش
يادش بخير
يكي از بچه ها پيچوند برگش رو در آورد و رفت مركز ولي ما مثل بچه ادم منتظر مونديم تا بهمون بگن چيكاره اي
2 روز گذشت تا كاملا معلوم بشه من وظيفم چيه اما اون يكي رفيقم همون 3 ساعت اول صبح كارش كاملا مشخص شد يكي ديگه هم بود كه افتاد جاي سخت ولي بعد از چند ماه معافي پزشكي گرفت رفت
حالا امروز بعد از نزديك يك سال عدم ورود افسر به مجموعه 2 نفر اومدن بايد يادشون بديم چه كنن تا دووم بيارن من كه هنوز هستم و لي يكي يكي طي 5 ماه آينده 5 تا افسر مرخص ميشيم
يا حق
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 8:30 شماره پست: 37
سلام
این چند ماه اخر خدمت واقعا یه جورایی دردناک میشه. بعضی از بچه ها کسر خدمت میارن و میرن بعضی ها هم که کمی زودتر اومدن هم رفتنی میشن. نگاه میکنی میبینی داری یواش یواش تنها میشی از طرفی اگر مشغولیتت بیرون از خدمت هم بیشتر شده باشه دیگه هیچی
از طرفی این وسط بیاد رئیست هم عوض بشه اونی که کلی رو مخش کار کردی بره و یه بنده خدای جدید بیاد هر چند که این بنده خدا هم با تو نا آشنا نباشه ولی برای خودش سیستم جدیدی داره و تغییراتی در روند کارها ایجاد میکنه که برای بعضی ها که عادت کردن سخت میشه
تنها راه اینه که صبور باشی الان که فکرش رو میکنم که چقدر پارسال ششماه اول خدمت زود گذشت و سر حال بودم و هم اتاقیم که یک سال از من جلو تر بود میگفت میگذره این خوشی ها به زودی حالا میفهمم . اون بنده خدا هم نظر بدی نداشت ولی وقتی ماههای اخر خدمت رو طی میکنی و میبینی که نیروهای تازه کار وارد میشن به خودت میگی اینها به چه امیدی زنده هستن . اما یادتون باشه تو حالشون نزنید بزار حالا که سرکیفن حالشو ببرن تا براشون سخت نباشه
راستی که نکته مهم اینکه وقتی تازه وارد جایی میشین یا مسئولیتی رو میگیرین حتما از نکات وتجربیات نفر قبلی حداکثر استفاده رو ببرید!
مثل این بنده خدا نباشید که تازه اومده مدیریت داخلی مجموعه و رفیق ما که تا ۲ ماه دیگه میره هم کارها رو داره یادش میده ولی از بس شل بازی و به خیال خودش زرنگ بازی در آورده که به زودی میفرستنش یک جای دیگه
البته لازم هم نیست خیلی بله قربان گو باشید یا به زیر دستاتون سخت بگیرید بلکه تا جایی سخت گیری کنید که سیستم به هم نریزه و سوء استفاده نشه و همینطور سرباز بیچاره بهش زور نیاد . کاری آسونی نیست مخصوصا برای کسایی که کار مدیریتی نکردن یا صبور نیستن و ....
موفق باشید
فصل آخر
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 11:33 شماره پست: 38
اينروزها يك سري سرباز تازه نفس و به قولي صفر كيلومتر اومد و از اونجايي كه افسر به مجموعه ما ندادن (از بس از افسرها استفاده مفيد ميكنن) مجبور شدن بجاي افسرهايي كه در حال رفتن هستند از ديپلمه هايي كه با كامپيوتر ميتونن كار كننن استفاده كنند.
حالا يكي يكي افسرها دارن ميرن البته اون دوتا افسري كه دو ماه پيش اومدن هستن ولي خيلي روشون حساب زيادي باز نكردن
اما حالا كه نيرو اومده براي اينكه كار ياد بگيرن و هم اينكه ما واسه خودمون پايه اي شديم همه كارهارو ميديم اونها انجام بدن مگه اينكه نتونن
حالا ديگه بايد مرخصي هاي انبار شده رو يواش يواش استفاده كنيم . هفته اي يكي دو روز بگيرم تا تموم شه يه موقع نسوزه اينها كه بعيده همش رو يكفعه به عنوان پايان دوره بدن.
يا حق
شمارش معكوس
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 0:57 شماره پست: 39
سلام احتمالا فهميدين چه خبري هست ... بله از اين هفته شروع كردم به استفاده از مرخصي ها البته زياد نيست همش رو هم 2 ماه نميشه !! ولي از اونجا كه همش رو با هم نميشه بگيرم چون كار مجموعه ممكنه لنگ بشه دو قسمتش ميكنم سه هفتش رو الان شروع كردم تا اگر به مشكلي خوردن توي 2 هفته بعدش كه ميرم يادشون بدم و 4 هفته بقيش رو هم يك جا به اميد خدا ميگيرم كه ديگه اخرين ايستگاه جواني رو هم پشت سر بزاريم توي اين 2 ماه هم بايد فكر كنم ببينم اينجا رو تعطيل كنم يا بدم دست يك تازه وارد البته اگر كسي رو پيدا كنم كه مطمئن باشم انشا ا.. اين كار رو انجام ميدم. اين ماه رمضان هم خوبي هاي زيادي داري خيلي ها توفيقات زيادي پيدا ميكنن سربازها هم طي اين ماه توفيق داشتن تا چند ساعت بيشتر بخوابن و چند ساعت زودتر از سربازي خلاص شن ساعت كاري ما كه از شش و نيم به هشت و از يك ونيم به يك كاهش پيدا كرده بود جالبيش اين بود كه از هشت تا نه هم جلسه قرآن بوديم و از دوازده تا يك هم نماز بود. خداييش خيلي حال ميداد هر چند هر چي سعي كرديم آدم شيم خيلي موفق نشديم فعلا بايد دنبال كار باشم از اين همه كار كه نصفه نيمه انجام دادم بايد يكي رو جدي كنم و يا علي
چه زود !
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ساعت 20:50 شماره پست: 40
بیست و چهار روز مثل باد گذشت همونطور که ۲۶ سال مثل خوابی گذشت!
این مرخصیه بیست وچهار روزه تجربه خوبی بود برای اینکه وقتی ۲ هفته دیگه از بازی خارج میشی بفهمی که چند مرده حلاجی ...
یه جهش کوچک برای پرتاب شدن به دنیای لایتناهی. خروج از آخرین مسیر کانالیزه و رها شدن در جاییکه در هر جهت که خودت بخواهی رفتی
کمی ترسناک کمی غمگین کمی شاد کمی گیج ترس از مجهولات و نرسیدنها. غم از اتمام دوران کودکی . شادی اظهار تواناییها و سردرگمی در بین خود و دیگران
چند هفته دیگه میتونی بری کارمند بشی نه ... میتونی بری شرکت بزنی بازم نه .... شاید دو تا کار داشته بشه داشت یکی تو یه شرکت خصوصی یکی هم برای خودت بعد از ظهرها یا .... اصلا مگه کشاورزی دوست نداری ول کن برو تو صحرا برا خودت حال کن حتی میتونی بری ینگه دنیا درآمدش بیشتره انگار .........................
راستی این دوره آخر چند ماه طول میکشه !؟
قطره قطره تا رهایی !
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 19:14 شماره پست: 41
سلام
نمیزان که انگار قبل از اینکه من بیام حقوق نمیگرفتن البته یکم هم تقصیر خودم و کمی هم تقصیر این جانشین جدید ماست.
ورداشتم برنامه محاسبه حقوق و بیمه و اضافه کار رو که دستی مینوشتن ریختم تو اکسل به صورت خیلی ساده حالا شده گیر برا خودم
میخوام مرخصیم رو یه کله بگیرم تا آخرین روز سرهنگ جون میگه ۳ -۴ روز آخر رو بیا که حقوق ها رو خودت ببندی این جانشین جون هنوز کاراتو یاد نگرفته و حرص میده
البته خیلی سختم نیست ولی نمیزارن آدم احساس پرواز کنه چون باز ۲۳ روز دیگه باید فرودی هر چند کوتاه داشت
حالا که یکشنبه. یکشنبس .... یادت نره
یا حق
کار
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 22:38 شماره پست: 42
سلام
چند هفته ای که مرخصی هستم و چند هفته دیگه هم تا آخرش
کار خاصی نمکنم یکم رزومه میفرستم برای شرکتها و گاهی میرم برای مصاحبه اما دلم راضی به کار تو این شرکتها نیست.
یکی دوتا مغوله دیگه هم هست در مورد کار که ربطی به رشته ام نداره ولی یکیش رو قبلا تجربه داشتم و اون یکی رو اصلا
فعلا با خودم درگیرم ببینم که میفهمم میخوام چیکار کنم یا نه !! راستش چون از اون آرمان وهدف چندین سالم عقب هستم و یه جورایی شکست خورده میدونم خودم رو فعلا در حال گیج خوردنم
دعا کنید مخصوصا که امشب شب دهو هم هست یکی شبی که زمین از زیر آب خارج شد همینطور تولد حضرت ابراهیم و تولد عیسی مسیح البته به ماههای قمری هست.
یا حق
والسلام
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 16:48 شماره پست: 43
سلام
شاید این سلام آخرم باشه یا حداقل از سلامهای آخری !
امروز دیگه کلی و جزئی خدمت رو تمام کردیم هر چند به طور ضمنی از ۲ ماه پیش اکثر روزها رو مرخصی بودم ولی دیگه تموم شد هفته دیگه هم میرم کارتی رو که خودم کارهای صدورش رو مرتب کردم بگیرم.
حرفهای دیگه ای هم برای یادآوری دوستان دارم ولی معلوم نیست که قسمت بشه اینجا بنویسم یا نه فعلا به همین بسنده میکنم که طی سربازی محیط شاد - سالم و مفیدی برای خودتون بسازید و سعی کنید یک چیزی هم یاد بگیرید مثل زبان یا حرفه ای که هم بعدها باعث میشه از سربازیتون خاطره خوشی داشته باشید و افسوس نخورید وهم خیلی بکارتون میاد.
و
سعی کنیم جوری زندگی کنیم که روز آخر مثل روز آخر سربازی با شادی - امید و علاقه محیط موقتمون رو ترک کنیم
یا حق
یک سال بعد
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387 ساعت 0:33 شماره پست: 44
سلام
الان تازه از راه رسیدم ... تو جاده نگاهم به تاریخ افتاد و قراری که با خودم داشتم.. (به مناسبت سالگرد گرفتن کارت پایان خدمت و اتمام سربازی چند خط بنویسم)
تو این یک سال چند ماه روی طراحی و ساخت یک دستگاه کار میکردم که با ۷۰٪ پیشرفت فعلا متوقفش کردم .. (دعا کنید تمامش کنم) بعدش هم رفتم سر کار البته در شرکتی که قبلا پاره وقت کار میکردم .. کارمون تولید فیلترهای الکترواستاتیک هست .. اگر سایتمون رو هم بخواهید الکتروفیلتر ..
تو این مدت یک یا دو بار رفتم مجموعه ای که سرباز بودم البته این ماه گذشته قرار بود برم که وقت نشد الان دیگه نفری که جای من نشسته بود رفته و نفر دیگه ای جاش اومده که من نمیدونم کیه.. روزگار هست دیگه یک روز ما رفتیم سربازی و کلی روزشماری میکردیم که اووووووووه چند ماه و چند روز دیگه از خدمت باقی مونده کاش امریه خراب نشده بود کاش ... یک روز هم کارت رو گرفتیم و ... حالا یک سال مثل برق گذشته .. خدا کنه اخر عمر دل گیر نباشیم
دوستان که از این سایت استفاده میکنن اگر سوالی .. پیشنهادی .. دارن هنوز من هستم و خوشحال میشم
همین الان به فکر افتادم برای یک وبلاگ جدید .. مثل اون دفعه که داشتم میرفتم سربازی وبلاگ سربازی زدم .. این دفعه موضوع میشه ...
یا حق
الان تازه از راه رسیدم ... تو جاده نگاهم به تاریخ افتاد و قراری که با خودم داشتم.. (به مناسبت سالگرد گرفتن کارت پایان خدمت و اتمام سربازی چند خط بنویسم)
تو این یک سال چند ماه روی طراحی و ساخت یک دستگاه کار میکردم که با ۷۰٪ پیشرفت فعلا متوقفش کردم .. (دعا کنید تمامش کنم) بعدش هم رفتم سر کار البته در شرکتی که قبلا پاره وقت کار میکردم .. کارمون تولید فیلترهای الکترواستاتیک هست .. اگر سایتمون رو هم بخواهید الکتروفیلتر ..
تو این مدت یک یا دو بار رفتم مجموعه ای که سرباز بودم البته این ماه گذشته قرار بود برم که وقت نشد الان دیگه نفری که جای من نشسته بود رفته و نفر دیگه ای جاش اومده که من نمیدونم کیه.. روزگار هست دیگه یک روز ما رفتیم سربازی و کلی روزشماری میکردیم که اووووووووه چند ماه و چند روز دیگه از خدمت باقی مونده کاش امریه خراب نشده بود کاش ... یک روز هم کارت رو گرفتیم و ... حالا یک سال مثل برق گذشته .. خدا کنه اخر عمر دل گیر نباشیم
دوستان که از این سایت استفاده میکنن اگر سوالی .. پیشنهادی .. دارن هنوز من هستم و خوشحال میشم
همین الان به فکر افتادم برای یک وبلاگ جدید .. مثل اون دفعه که داشتم میرفتم سربازی وبلاگ سربازی زدم .. این دفعه موضوع میشه ... ![]()
یا حق
شاید این سلام آخرم باشه یا حداقل از سلامهای آخری !
امروز دیگه کلی و جزئی خدمت رو تمام کردیم هر چند به طور ضمنی از ۲ ماه پیش اکثر روزها رو مرخصی بودم ولی دیگه تموم شد هفته دیگه هم میرم کارتی رو که خودم کارهای صدورش رو مرتب کردم بگیرم.
حرفهای دیگه ای هم برای یادآوری دوستان دارم ولی معلوم نیست که قسمت بشه اینجا بنویسم یا نه فعلا به همین بسنده میکنم که طی سربازی محیط شاد - سالم و مفیدی برای خودتون بسازید و سعی کنید یک چیزی هم یاد بگیرید مثل زبان یا حرفه ای که هم بعدها باعث میشه از سربازیتون خاطره خوشی داشته باشید و افسوس نخورید وهم خیلی بکارتون میاد.
و
سعی کنیم جوری زندگی کنیم که روز آخر مثل روز آخر سربازی با شادی - امید و علاقه محیط موقتمون رو ترک کنیم
یا حق
چند هفته ای که مرخصی هستم و چند هفته دیگه هم تا آخرش
کار خاصی نمکنم یکم رزومه میفرستم برای شرکتها و گاهی میرم برای مصاحبه اما دلم راضی به کار تو این شرکتها نیست.
یکی دوتا مغوله دیگه هم هست در مورد کار که ربطی به رشته ام نداره ولی یکیش رو قبلا تجربه داشتم و اون یکی رو اصلا
فعلا با خودم درگیرم ببینم که میفهمم میخوام چیکار کنم یا نه !! راستش چون از اون آرمان وهدف چندین سالم عقب هستم و یه جورایی شکست خورده میدونم خودم رو فعلا در حال گیج خوردنم
دعا کنید مخصوصا که امشب شب دهو هم هست یکی شبی که زمین از زیر آب خارج شد همینطور تولد حضرت ابراهیم و تولد عیسی مسیح البته به ماههای قمری هست.
یا حق
نمیزان که انگار قبل از اینکه من بیام حقوق نمیگرفتن البته یکم هم تقصیر خودم و کمی هم تقصیر این جانشین جدید ماست.
ورداشتم برنامه محاسبه حقوق و بیمه و اضافه کار رو که دستی مینوشتن ریختم تو اکسل به صورت خیلی ساده حالا شده گیر برا خودم
میخوام مرخصیم رو یه کله بگیرم تا آخرین روز سرهنگ جون میگه ۳ -۴ روز آخر رو بیا که حقوق ها رو خودت ببندی این جانشین جون هنوز کاراتو یاد نگرفته و حرص میده
البته خیلی سختم نیست ولی نمیزارن آدم احساس پرواز کنه چون باز ۲۳ روز دیگه باید فرودی هر چند کوتاه داشت
حالا که یکشنبه. یکشنبس .... یادت نره
یا حق
این مرخصیه بیست وچهار روزه تجربه خوبی بود برای اینکه وقتی ۲ هفته دیگه از بازی خارج میشی بفهمی که چند مرده حلاجی ...
یه جهش کوچک برای پرتاب شدن به دنیای لایتناهی. خروج از آخرین مسیر کانالیزه و رها شدن در جاییکه در هر جهت که خودت بخواهی رفتی
کمی ترسناک کمی غمگین کمی شاد کمی گیج
ترس از مجهولات و نرسیدنها. غم از اتمام دوران کودکی . شادی اظهار تواناییها و سردرگمی در بین خود و دیگران ![]()
چند هفته دیگه میتونی بری کارمند بشی نه ... میتونی بری شرکت بزنی بازم نه .... شاید دو تا کار داشته بشه داشت یکی تو یه شرکت خصوصی یکی هم برای خودت بعد از ظهرها یا .... اصلا مگه کشاورزی دوست نداری ول کن برو تو صحرا برا خودت حال کن حتی میتونی بری ینگه دنیا درآمدش بیشتره انگار .........................
راستی این دوره آخر چند ماه طول میکشه !؟
این چند ماه اخر خدمت واقعا یه جورایی دردناک میشه. بعضی از بچه ها کسر خدمت میارن و میرن بعضی ها هم که کمی زودتر اومدن هم رفتنی میشن. نگاه میکنی میبینی داری یواش یواش تنها میشی از طرفی اگر مشغولیتت بیرون از خدمت هم بیشتر شده باشه دیگه هیچی
از طرفی این وسط بیاد رئیست هم عوض بشه اونی که کلی رو مخش کار کردی بره و یه بنده خدای جدید بیاد هر چند که این بنده خدا هم با تو نا آشنا نباشه ولی برای خودش سیستم جدیدی داره و تغییراتی در روند کارها ایجاد میکنه که برای بعضی ها که عادت کردن سخت میشه
تنها راه اینه که صبور باشی الان که فکرش رو میکنم که چقدر پارسال ششماه اول خدمت زود گذشت و سر حال بودم و هم اتاقیم که یک سال از من جلو تر بود میگفت میگذره این خوشی ها به زودی حالا میفهمم . اون بنده خدا هم نظر بدی نداشت ولی وقتی ماههای اخر خدمت رو طی میکنی و میبینی که نیروهای تازه کار وارد میشن به خودت میگی اینها به چه امیدی زنده هستن . اما یادتون باشه تو حالشون نزنید بزار حالا که سرکیفن حالشو ببرن تا براشون سخت نباشه
راستی که نکته مهم اینکه وقتی تازه وارد جایی میشین یا مسئولیتی رو میگیرین حتما از نکات وتجربیات نفر قبلی حداکثر استفاده رو ببرید!
مثل این بنده خدا نباشید که تازه اومده مدیریت داخلی مجموعه و رفیق ما که تا ۲ ماه دیگه میره هم کارها رو داره یادش میده ولی از بس شل بازی و به خیال خودش زرنگ بازی در آورده که به زودی میفرستنش یک جای دیگه
البته لازم هم نیست خیلی بله قربان گو باشید یا به زیر دستاتون سخت بگیرید بلکه تا جایی سخت گیری کنید که سیستم به هم نریزه و سوء استفاده نشه و همینطور سرباز بیچاره بهش زور نیاد . کاری آسونی نیست مخصوصا برای کسایی که کار مدیریتی نکردن یا صبور نیستن و ....
موفق باشید![]()
الان بيش از يك سال هست كه از شروع خدمت سربازي ميگذره و ديگه تو سراشيبي قرار گرفته سال پيش جمعه ! ...
سر رسيد رو نگاه كردم آخه مي نوشتم هر روز كه نه ولي هفته اي يكي دو صفحه مينوشتم كه چه ميكرديم صبح جمعه 22/2/85 طبق برنامه يك هفته در ميان ميريم شهر
بايد بيشتر بخونم تا دقيق بفهمم چه ميكرديم فكر كنم جمعه اي بود كه برادرم اومد به ديدنم يادش بخير واقعا كه بهترين دوران سربازي، آموزشيش هست
سرباز جديد مي بينم كه كلي بهت خوش ميگذره كجاي كاري
سربازي يك زندگي كوچيكه هر طور كه بگردونيش ميگرده . تجربه خيلي عالي هست براي زندگي بزرگتر كاش ازش درس بگيرم و بهش عمل كنم ![]()
اما اين دفعه بايد از كدورت زداعي گفت، چرا كه خبر آوردند كه ... ديگه موضوع عوض شده و يك سري چيزها مثل قهر و جدل با بعضيا به تاريخ بايد بپيونده . آره؟
تو خدمت هم كه ديگه پايه شديم نصف بچه ها جديد هستند بعضي ها كسر خدمت آوردند و ۲ - ۳ ماهي زودتر ميروند
سردار هم تازه انگار فهميده ما چيزايي بلديم راه به راه ميفرسته براي اجرا و كمك و كنترل و تاييد كارهايي كه فهميده بلديم ما هم كه بخيل نيستيم بزار يك كاري كنيم اينجا هم پيشرفت كنه
حرفا پراكنده شد از بس موضوعات زيادي درخواست كرده بودند دوستان . مي بخشيد ديگه
مبارك باشه ![]()
چه جالب
میگن فحش میدی اگر اینهایی که من گفتم فحش هست همه دوستان لطفا به من فحش بدن. وقتی N بار میشینی به قول خودشون غر میزنی و به حساب خودت دل سوزی میکنی آخرش ... یکی نیست بگه آخه مگه مرض داری فضولی که به همه کاری کار داری. اگر لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره برو خودت رو آدم کن به خوب و بد مردم چیکار داری ؟
واقعا هم همینطور هست قبول دارم که زیادی پیش رفتم و این زیادی رو نسبت به پذیرش افراد باید سنجید تو زندگی اصولا باید صبر کرد در کارهایی که مربوط به ما نیست دیگران از ما بخواهند که براشون انجام بدیم مگر اینکه طرف مضطر باشه که اون بحثش جداست.
به هر حال خدا یه عقلی به ما بده و یه ایمانی به ما
یا حق
جالبه که یک روزه به این وبلاگ متروک چند تا جواب داده شده
از دوست عزیزی که دلگرمی دادن تشکر میکنم و خوشحال میشم اگر نظراتش رو برام بفرسته و همچنین تجربیاتی که به زودی براش عملی میشه
از دوستان هم در لفافه و ابهام سوال می پرسند تشکر کامل را داریم
چقدر خوبه که آدم بجای فقط حرفهای قشنگ زدن سعی کنه که کارهای قشنگ انجام بده یا حداقل به عملیاتی کردن اونها فکر کنه
این که آدم بگه به همدیگه کمک کنیم و به فکر هم باشیم و ... حا خیلی خوبه ولی وقتی کار به همین حرف تموم میشه اصلا جالب نیست مخصوصا وقتی می بینی این حرف دائم تکرار بشه و گاهی هم ادعا بشه روش دیگه ادم فکر میکنه دارن گولش میزنن و با الفاظ بازی میکنن
چرا تا وقتی حرف از خوب بودن هست هم استاد دهرند و علامه ولی وقتی صحبت از شروع و انجام یک کار عملی و بحث و رفع ایراد و شناخت عیوب و راه حل آنهاست. نبود وقت و عدم حوصله سر به فلک میکشه. یا وقتی حرف از احترام هست یعنی خفه شو تا هر کی هر کاری میخواد بکنه و وقتی میگن مسیر و هدایت و برنامه ریزی میگن جمع هدایت کننده است.
انشا ا... که خیر است
التماس دعا
سلام
خیلی وقته که ننوشتم یکی دوبار هم نوشتم که قبل از ذخیره شدن پرید.
حرف زیادی ندارم فقط بازم سر ریز تجربه ای که کسب کردم رو خدمت دوستان خیالی خودم میگم.
در مورد سربازی و میشه گفت هرجای دیگر به طور عام سعی کنید اول از همه خودتون و برنامه خودتون مهم باشه . یعنی برای خوش آمد شخص دیگه یا حتی انجام وظیفه بیش از حد خیلی سعی نکنید چون نه تنها ازتون تشکر نخواهد شد در اکثر حالات بلکه ممکنه مورد توبیخ هم قرار بگیرید
برای همین سعی کنید کارتون رو درست انجام بدین که کسی نتونه بهتون گیر بده و بقیه وقتتون رو برای خودتون صرف مطالعه یا کاری که میخواهید کنید.
اما یک تجربه دیگه که بارها من امتحان کردم و آدم نشدم دل سوزی بیش از حد هست
خیلی وقتها شده می بیندید که شخصی داره میوفته تو چاله وقتی بهش میگی خیلی متوجه نمیشه که شما چی میگی حتی ممکنه شما رو به بعضی صفات متهم بکنه . در این مواقع یکی از راه حل ها اینه که بعد از یک یا دو بار گفتن و روشن کردن قضیه به صورت مختصر بگذارید طرف خودش تصمیم بگیره حتی اگر افتاد تو چاله فکر کنم لازم نباشه جلوشو بگیرید چون باید این مسیر رو تجربه کنه و بفهمه که موضوع واقعا از چه قرار هست و اگر شما جلوی اینکار رو بگیرید اگر مقصد طرف چاله باشه و اون فکر کنه که داره از یک پله کان ترقی بالا میره میدونید چی میشه
وقتی نگذاشتین تو چاله بیوفته اون فکر میکنه که از نردبان پایین کشیدیدش
حالا بیا و درستش کن
امید وارم که خودم اینایی که میگم رو یاد بگیرم
اگر بلد بودید دعام کنید![]()
امروز گفتم بیام کمی خودم بنویسم
در طی دوران سربازی خیلی رفتارها رو آدم می بینه که بر خلاف میلش هست . دوست داری مخالفت کنی ولی میدونی که بدتر میکنه طرف مقابل و اگر هم بی خیال باشی خودت اذیت میشی.
اگر مسئولینت اذیت کن و ظالم صفت باشند کمی شبیه به اسارت میشه.
خب حالا چه کنیم؟
به نظر من جلب اعتماد مسئولین از اینکه ما کار نامربوطی انجام نمیدیم و مسئولیتمون رو درست و خداپسندانه انجام میدیم گام مهی هست. بعدش باید مشغولیت داشته باشیم که من الان دارم فلان کار شخصی رو انجام میدم مثلا روزی ۳ ساعت درس میخونم که کاملا موثر هست و حریم امنیتی رو گسترش میده. بعدش هم صحبت های دوستانه با مسئولینی که گوش شنوا دارن از مشکلات سربازها و افرادی که اذیت میکنن از کادریها. با هر کسی باید به یک شیوه خاص خودش صحبت کرد. بعضیها صمیمی بعضی ها رسمی بعضیها با خواهش بعضی ها با قدرت و البته با همگی با آرامش. داشتن آرامش در کل صحبت و اصلا کل زندگی خیلی مهم هست نشون میده که ما کم نیاوردیم و فرد منطقی هستیم در واقع بعضی ها میخوان فقط آرامش ما رو بهم بزنن و لذت ببرن یا از آب گل آلود ماهی بگیرن
اما مهمترین چیزیکه باید توجه داشت توکل به خدا به جای خلق خداست. ما باید از خدا حل مشکلاتمون رو بخواهیم و البته با نگه داشتن حرمت خدا در رفتار و زبانمون مسیر اجابتش رو باز کنیم.
هم چنین گاهی هم یاد داشته باشیم افرادی هم هستند که در مناطقی بدتر از ما با امکاناتی بسیار کم و شرایطی سخت تر دارن خدمت میکنن و البته همیشه شاکر باشیم و البته نگاهمون رو از مسیر پیشرفت و بهبود بر نداریم.
یا حق
ماه رمضان آمد و رفت دل بسوزه كه خواب بود
راستش موضوع جديدي نيست كه بنويسم كلياتي كه لازم بود رو گفتم و بقيش ميره در رفتارهاي افراد
نكات مهم رو بنظرم گفتم
مثل اينكه از وقتتون استفاده كنيد
نزارين به شما بي احترامي و حتي كم احترامي بشه و اين بسته به احترام و رفتار و اخلاق خودتون داره بيشتر
سوء استفاده نكنيد و كسي رو نرنجونيد
باند بازي و درگيري راه نندازين و با اونهايي كه اينكار رو ميكنن مستقيم برخورد نكنيد بلكه خيلي راحت روشن و آشكار برين و به مسئولتون بگيد ( البته نه هر چيز جزئي رو ها
نظافت و و بهداشت رو در تمام موارد رعايت كنيد و سعي كنيد نه خودتون مريض بشيد نه ديگران رو
با فكر و برنامه عمل كنيد چه شخصي چه جمعي
حركتهاي مثبت و رشد دهنده رو پايه گزاري و حمايت كنيد. نزاريد كسي كه همچين كاري راه ميندازه تنها بمونه
..
اميدوارم دوران خدمت دوران سرشار از تجربه هاي شاد و مفيد براتون باشه
يا حق![]()